عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

111

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و به نبات نيكو برآورد ، و به لباس طاعت بداشت ، و بشريفترين بقعتها فروآورد ، و پيغامبرى چون زكريا ( ع ) بر وى قيّم گماشت . اين همچنانست كه به داود ( ع ) وحى فرستاد : « اذا رأيت لى طالبا فكن له خادما . » و آن گه وى را به زكريا ( ع ) باز نگذاشت كه از غيب روزى او روان كرد ، كه رب العالمين گفت : كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً - تا عالميان بدانند كه خداى تعالى دوستان خود را خود دارد ، و ايشان را بكس بازنگذارد . اين جا لطيفه‌ايست يعنى كه : تا خادمان كه فقرا را خدمت ميكنند ، و توانگران كه اولياء را تعهد ميكنند ، بدانند كه ايشان در رفق اولياء و فقرااند ، و اولياء و فقراء در رفق و نواخت حق‌اند . و آنچه زكريا ( ع ) از مريم بپرسيد : « أَنَّى لَكِ هذا » ، از آن بود كه ترسيد اگر ديگرى بر زكريا ( ع ) سبق برد بتعهد وى ، خود ندانسته بود و نشناخته ، آن قربت و منزلت مريم بنزديك خداوند عزّ و جلّ . از آنكه كودك بود نه سابقهء طاعتى ، نه وسيلهء عبادتى از وى ديده ، و نه وقت آن دريافته . مريم بتأييد الهى و عنايت ازلى از عين توحيد او را جواب داد و گفت : هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ، يعنى اللَّه روزى كه دهد و نواخت كه فرستد ، نه بسابقهء طاعت دهد ، نه بوسيلهء عبادت ؛ بلكه از نزديك خود فرستد و بمشيت خويش دهد . نه‌بينى كه درين آيت روزى دادن در مشيّت خويش بست ، نه در طاعت و عبادت بندگان ؟ فقال تعالى : إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ . زكريا ( ع ) از آن پس چنان ادب گرفت كه در محل طاعت و عبادت لا بلكه در مقام نبوت و رسالت استحقاق يك اجابت دعوت خود نديد . الّا از فضل محض و مشيت حق . و آن در قصهء فرزند خواستن است . چون او را بشارت داد به فرزند ، گفت : « أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ » . يك قول آنست كه « باى استحقاق منى تكون لى هذه الاجابة ؟ لو لا مشيتك و فضلك ؟ » . يك قول ديگر آنست كه : زكريا ( ع ) گفت خداوندا اين فرزند هم ازين زن